ارسال به دوستان چاپ خبر
تاریخ انتشار:1395/12/25 13:36:53     
روابط عمومی دفتر ارتباطات مردمی نماینده مردم فرهیخته بوکان

پاسخ دکتر عثمانی به ابهامات و اتهامات مطرح شده توسط ملا محمد خضرنژاد

دکتر عثمانی نماینده مردم فرهیخته بوکان با انتشار متنی ،به ابهامات و اتهامات مطرح شده توسط ملا محمد خضرنژاد جواب داد
سرویس:
پاسخ دکتر عثمانی به ابهامات و اتهامات مطرح شده توسط ملا محمد خضرنژاد

به گزارش روابط عمومی دفتر ارتباطات مردمی نماینده؛دکتر محمد قسیم عثمانی نماینده مردم فرهیخته بوکان و عضو هیأت رئیسه مجلس،چهارشنبه 25 اسفند با انتشار متنی به ابهامات و اتهامات مطرح شده توسط ملا محمد خضرنژاد جواب قاطعی داد.متن جوابیه بدین شرح است:



بسم الله الرحمن الرحیم

برادر گرامی جناب ماموستا ملا محمد خضرنژاد

با سلام و احترام؛ با تبریک پیشاپیش سال نو، اتهامات، سوء تفاهمات و سؤالات جنابعالی را شنیدم و به دلیل تأکید شما مبنی بر تسریع در پاسخگویی و به منظور اينكه عدم پاسخ سریع و صریح، حمل بر كم توجهی نگردد و اين موضوع  نيز همانند موضوعات مطروحه، دستمايه و مستمسکی براى تخريب بنده قرار نگيرد، نکاتی را به اختصار به عرض مى رسانم هر چند خواست بنده این بود که به صورت حضوری و خصوصی و یا در جمع روحانیون محترم برایتان توضیح می دادم ولی جنابعالی به این شیوه علاقمند هستید و ناچاراً بنده نیز به شیوه مورد علاقه شما پاسخ دادم.

ناگفته نماند که در فضای مجازی از این نوع توهین ها و اتهامات و بلکه بدتر از آن را دیده ام ولی بنده هیچگاه در پی جواب آنها بر نیامده ام چون کسانی که در فضای مجازی هتاکی و توهین می کنند و به برادر دینی خود تهمت و افترا می بندند یا هویت مشخصی ندارند و یا افراد معلوم الحال کینه توزی هستند که زخم خورده شکست و یا برکناری شان هستند و تکلیف بر آنها ساقط است و پاسخ به چنین کسانی، هرگز در شأن نماینده مردم نیست. اما شما چون همانند سایر روحانیون و عموم مردم برای بنده قابل احترام هستید و ملبس به ردای مقدس روحانیت و از خانواده معظم شهدا می باشید، لازم دیدم به شیوه ای که  خود خواسته بودید به موارد مطرح شده، پاسخ داده و به استناد آیه شریفه « وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِینَ » توصیه های خیرخواهانه ای را نیز مطرح کنم تا بلکه مورد توجه قرار گیرد.

1- در ایرادات خود ابراز نموده اید که شخصیت نماینده یعنی شخصیت همه مردم. آیا واقعاً به این گفته خود معتقدید؟ اگر واقعاً معتقد هستید، هرگز نمی بایست از تريبون مقدس نماز جمعه اینگونه یک طرفه، شخصیت مردم را مورد غیبت، تهمت و افترا قرار می دادید و به شخصیت مردم بلاوجه حمله می کردید. به آیات متعدد سوره مبارکه حجرات رجوع و دقت فرمایید. خداوند سبحان در قرآن مجید می‌فرمایند « یا اََیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجتَنِبُوا كَثِیراً مِنَ الظَّنِّ اِنَّ بَعضَ الظَّنِّ اِثمٌ » یعنی؛ ‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید از بسیاری از ظنّ و گمان، دوری نمایند، همانا بعضی از گمان‌ها، گناه است. همچنين خداوند متعال می فرمایند؛ «  وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحيمٌ" یعنی هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ همه شما از اين امر كراهت داريد تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبه پذير و مهربان است. همینطور قرآن کریم می‌فرماید: « یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اِن جاءَكُم فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا اَن تُصِیبُوا قَومًا بِجَهالَةٍ فَتُصبِحُوا عَلى ما فَعَلتُم نادِمِینَ» یعنی: اى كسانى كه ایمان آورده اید، اگر فاسق و دروغگویى براى شما خبری بیآورد، پس در مورد آن خبر تحقیق و بررسی کنید، مبادا از روى جهالت و نادانى به گروهى ضرر و زیان رسانید، پس بر آنچه كرده اید پشیمان گردید.

۲- در این روزهای پایانی سال انتظار این بود که جنابعالی به عنوان روحانی و راهنمای مردم، به پاس تلاش های شبانه روزی و طاقت فرسای نماینده و خانواده تحت فشار وی، خسته نباشید و دست مریزادی بگویید نه اینکه اينگونه به همه تلاشها و زحمتهای بی دریغ او و خانواده اش، چوب حراج بزنید و باعث شوید که مادر سالخورده و خانواده رنجدیده اش با چشمان اشکبار به او بگویند که این هم جواب زحمت ها و تلاشها و خستگی ها و رفت و آمدها و فداکاریهایت.

بنده اى كه تمام رفاه و زندگى خود و خانواده ام را وقف خدمت صادقانه به كشور، نظام و مردم نموده ام، چرا بايد اينگونه بی رحمانه مورد كم لطفي و بي مهرى و هجمه کسی قرار بگیرم که باید الگو و معلم رحمانیت و مهربانی و اخلاق حسنه و عمل به دستورات قرآن کریم باشد؟ جناب ماموستا به نظرتان این کار شما درس قدرشناسی به مردم و عمل به « منَ لَم یَشکُرِالمَخلوق لَم یَشکُرِالخالِق» است ؟

۳- همه انسانهای منصف و مطلع، شاهدند كه بنده در مورد تمامى موضوعات اهل سنت، به وظيفه نظارتى و قانونى خود در مجلس شورای اسلامی به شیوه ای عاقلانه نه عوام فریبانه، عمل نموده و یکی از فعال ترین نمایندگان مجلس شورای اسلامی در سطح کشور بوده ام و بارها مورد لطف و تمجید روحانیون، مردم و شخص شما نیز قرار گرفته ام. کدام موضوع اهل سنت بوده که بنده در رأس آن نبوده باشم ؟ چرا کم لطفی می کنید و در اثر بی اطلاعی خود، ذهنیت مردم را مغشوش می سازید؟ آیا این رفتارها و گفتارها، با منویات دینی و اسلامی ما همخوانی دارد ؟

خوش انصاف بنده یک هفته در میان در حوزه انتخابیه حضور می یابم و مشکلات متنوع و متکثر مردم رنجدیده مان را پیگیری می کنم و تا پاسی از شب، خالصانه به مراجعین محترم خود پاسخ می دهم، آنوقت جنابعالی از تریبون نماز جمعه اعلام می کنید که بنده از حوزه انتخابیه ام بی اطلاعم؟ شما که ادعای دینداری و راهنمای دینی دارید چرا باید اینگونه رفتار کنید؟ چرا در یک حلقه خاص و محدود، خود را محبوس نموده اید و تصور می کنید که تحسین چند نفر، شما را به قهرمان افسانه ى موهوم آنها تبدیل خواهد کرد؟ باید بدانیم که ما به عقلانیت عمومی نیاز داریم نه تک قهرمان افسانه ای و لازم است بجای عوام فریبی، به وظیفه انسانی و الهی خود عمل نماییم و بیهوده از کاهی، کوهی نسازیم و به قول شما با چند قطره آب، به شنا نیفتیم.

شک نکنید که بنده بیش از شما، دغدغه مردم، دین اسلام، مذهب شافعی و روحانیون را داشته و دارم و نه در بوکان بلکه در قم، مطالبات اهل سنت و مشکلات روحانیون را بیان کرده ام كه حتماً شنيده ايد. بنده بعنوان یک مسلمان اهل سنت از توهین به مقدسات دیگران بیزارم چه توهین به اهل سنت، چه توهین به اهل تشیع و چه توهین به سایر ادیان الهی و معتقدم احترام به مقدسات، یک وظیفه دینی و انسانی است و بر این باورم که پیشرفت دین و کشور منوط به احترام متقابل مذاهب است و این مهم را باید هم جامعه اهل سنت و هم جامعه اهل تشیع باور داشته و به آن عمل کنند. باید همگان در عمل به این باور پایبند باشند نه اینکه شعار احترام متقابل داده شود ولی به مذهب دیگر توهین شود و مقدسات آنها به سُخره گرفته شود.

۴. بنا به ضرورت، پاسخ به تماس های تلفنی بنده در هنگام جلسات، به یک فرد مطمئن و مورد وثوق سپرده شده است و ایشان اکثر تماس ها را پاسخ و پیگیری می نمایند. بعد از صحبت های مطرح شده بنده از ایشان پیگیر شدم که چرا تماس ملا محمد را پاسخ نداده اید؟ ایشان گفتند که شماره ماموستا را دارم ولی ایشان تماس نگرفته اند. جهت اطمینان بيشتر، پرينت مكالمات و تماس هاى ٦ ماهه اخير را كه بالغ بر ۳۴۹۳۶ تماس بود، دريافت و بررسی کردیم ولى متوجه شديم كه از شماره جنابعالى با بنده تماسی گرفته نشده است مگر آنکه با شماره دیگری تماس گرفته باشید و يا شماره شما از نوع خاص باشد. ضمناً بنده هیچ قرار ملاقاتی با جنابعالی نداشته ام که خُلف وعده نموده باشم.

البته اگر هم به فرض محال، جنابعالي موفق به تماس با بنده نشده باشید، لازم بود که به خود زحمت می داديد و همانند مردم بزرگوار و روحانيون معزز، به دفتر ارتباطات مردمى حقیر در بوکان مراجعه و ما را مورد ارشاد و راهنمایی مشفقانه خود قرار می دادید و يا اگر هم خود را بالاتر از مردم و سایر روحانیون شهرستان می دانستید و مراجعه به دفتر نماینده مردم را كسر شأن مى پنداشتید، مى توانستيد از همين تريبون بنده را دعوت كنيد تا در حضور خودم اين موضوعات را مطرح و پاسخ تان را در همان جلسه و همان جمع دریافت می کردید و چنانچه بنده به دعوت جنابعالی توجه نمی کردم، حق داشتید هر آنچه را که می خواستید، در مورد بنده بر زبان بیاورید. راه دیگر نیز این بود که از طریق دوستان مشترک همچون دفعات قبل اقدام می نمودید و بنده همچون گذشته با شما تماس می گرفتم و راهنمایی ها و نقطه نظرات تان را می شنیدم. بهرحال این شیوه عمل شما، شایسته شأن یک روحانی نبود و اگر به درون و وجدان خود هم رجعت داشته باشید با بنده هم نظر خواهید شد.

۵- ظاهراً میزان تسلط شما بر زبان فارسی به اندازه میزان تسلط بنده بر زبان عربی است. در فرهنگ هاى لغت معتبر و مرجع از جمله فرهنگ دهخدا، فرهنگ معين و فرهنگ عمید، "یار غار" به معناى دوست و رفیق نزدیک و صمیمی معنا شده است و هر جا این عبارت بکار می رود همین معنا از آن استنباط می شود و بنده نیز صرفاً با همین مفهوم از آن استفاده کرده ام. معنا و تعبیر عجيبى را که جنابعالی از آن مطرح  کرده بودید و "یار غار" را به معنای منافق ترجمه کرده اید، در هیچ جای ادبیات فارسی وجود ندارد و صرفاً تعبیر شخص جنابعالی است که به هیچ وجه قابل استناد نیست و اتفاقاً به نظر بنده این اظهار نظر شما توهین به پیامبر و خلیفه اول بوده است. غیر از نزد شما، هیچ جا « یارغار» به این مفهوم نادرست نیامده است و در اين مورد با بسیاری از روحانیون مبرّز منطقه هم صحبت کردم و همه آنها برداشت شما را نادرست دانستند.

همانگونه که جنابعالی به درستی اشاره فرموده بودید از نظر ما ریشه عبارت « یارغار» به همراهی حضرت ابوبکر صدیق (رض) با حضرت محمد المصطفی (ص) بر میگردد و اگر این عبارت جایی بکار رود مفهوم و معنای آن صمیمیت و نزدیکی زیاد و اینچنینی است و بنده نیز با همین مفهوم آن را در مورد آن دو يار قدیمی و انتخاباتی بکار برده ام، ولی باز عليرغم علم به اینکه برداشت جنابعالی در این مورد، کاملاً شخصی و نادرست است، این عبارت در متن مربوطه حذف شد تا موجب سوء تفاهم نگردد و تصور نشود كه ما به نظر روحانيون محترم - با هر انگيزه اي كه داشته باشند - بي اعتنا و کم توجه هستيم چرا كه احترام به روحانيون جزو آداب و رسوم ذاتى و خانوادگى بنده و مردم ديندار ماست و به خدمتگذاری آنها همواره افتخار مى كنيم.

۶- به نظر می رسد اگر بجای بحث در باره موارد اختلاف بین دو مذهب تسنن و تشیع، بر موضوعات اشتراکی آنها كه درد مشترک جوامع امروز است، تأکید شود، به مصلحت و منطق نزدیک تر است. اسلام آمریکايى را که به عامل تفرقه بین مسلمانان تبدیل شده است و قبله اصلى مسلمانان را بر ما مسلمانان مسدود و بر آمریکایی ها و صهیونیست ها مفتوح گذاشته است، به بحث بگذارید و به مردم معرفی کنید. از جریان فاشیزم صهیونی بعث صحبت بفرمایید که جریان ضد بشری و ضد دینی داعش را به راه انداخته است و دام آنها در منطقه برای جذب جوانان ما پهن و گسترده است و در اثر موضوعاتی که در اینجا قابل بیان نیست، متأسفانه تعدادی از جوانان منطقه جذب این جریان انحرافی شده اند. از بی اخلاقی هاى رایج در غرب که در حال رسوخ به فرهنگ غنی و اصیل ماست، صحبت بفرماييد و تذکر بدهید. به جریانهای مذهبی انحرافی و تندروی های افراطی که به نام دین انجام می شود و میخواهند چهره رئوف اسلام را مخدوش و آن را به صورت یک چهره شرور و خشن نشان دهند، اشاره بفرمایید. به پديده شوم و مزمن دروغگویی، عوام فریبی و استفاده نادرست از احساسات پاک قومی و مذهبی بپردازید و جامعه را از اين خطر بزرگ که کشور و اسلام را تهدید می کند، آگاه سازید. این موضوعات و موضوعاتی از این قبیل، درد جامعه امروز ماست که مى تواند بیان شیوای شما و روحانیون دلسوز ما منجر به روشنگرى شود و جوانان و جامعه ما را از انحراف نجات دهد. ولی متأسفانه بنده تابحال نشنیده ام این موضوعات مهم و حیاتی در خطبه های نماز جمعه شما مورد اشاره قرار گیرد. توصیه بنده این است که به این موضوعات مهم که جزو وظایف ذاتی شماست و محل بیان آن دقیقاً تریبون نماز جمعه است، همت گمارید و وقت گرانبهاى نماز جمعه را به اين امور مهم نيز اختصاص دهيد.

بهتر است بجای اینکه اختلاف نظر در مورد موضوعاتی همچون فوت یا شهادت دختر پیامبر اعظم حضرت فاطمه(س) پر رنگ و برجسته شود، سجایا و اخلاق حسنه آن حضرت معرفی و تبيين شود. از اخلاق و اخلاص و پاکدامنی و فداکاری آن بانوی اطهر سخن بگویید که امروز جامعه بشري و مسلمانان، بشدت به اخلاق و رفتار حسنه ایشان به عنوان الگوى زنان عالم، نیاز دارند و با كمال تأسف، این ویژگی های مهم، مکتوم و مغفول باقى مانده است. بجای اینکه مناسبت هاى اختلافى و تاریخ تولد و وفات های متفاوت که هرگز قابل حل نبوده و نخواهد بود، تحلیل شود از صداقت و خلوص و اخلاق نظرى و عملى خلفاء و اولیاء و امامان، صحبت كنيد و بجاى تمرکز بر موارد اختلاف، از صداقت و پاكى خلفاء و شهدا و صديقين بگویید که امروز صداقت، نایاب ترین سنت رسول الله و اصحاب و اولیاء در بدنه جامعه اعم از بخش سنی نشین و بخش شیعه نشین آن است. بهتر است بجای اینکه اعتقادات همدیگر را نقض و انكار کنیم برای اعتقادات خود دلیل و برهان بیاوریم و بجای اینکه مردم را از مذهب دیگر دور کنیم، مردم را در اعتقادات خود راسخ نماییم و مذهب دیگر را بخاطر اعتقاداتشان که با باورهای ما متفاوت است، محکوم نکنیم و زیر سؤال نبریم، کما اینکه آنها نیز باید به همین شکل عمل کنند و بارها مقام معظم رهبری در این خصوص تذکر داده اند و همگان را به وحدت و همدلی و احترام متقابل دعوت نموده اند.

۷- برادران اهل تشیع سینه زنی و عزاداری را نوعی احترام به حضرت رسول و اهل بيت می دانند، ولی ما که اهل تسنن هستیم شیوه احترام مان به پيامبر و خلفاء  متفاوت است و در اين ميان باید ما شیوه احترام خود را به مردم بشناسانیم نه اینکه به شکل احترام دیگران که متفاوت از ماست، توهین کنیم و بعد از امام و رهبری حرف بزنیم و تصور کنیم که کسی متوجه نیست که داریم خود را پشت فرمایشات این بزرگان قایم می کنیم. باور بفرماييد مي توان با فهم درست از دين، اين اختلافات را به حداقل رساند و بین مردم، وفاق و همدلی ایجاد کرد و بجاى اينكه گُسل مذهبى و قومى را فعال كنيم، مى توانيم لايه هاى مستحكمى از اسلام خواهى و ايران دوستي را رواج دهيم و باعث رشد و پيشرفت جامعه و رفع مشكلات مردمی شويم که خود را خادم آنها می نامیم.

۸- در مورد وضعیت عمرانی شهر، وضعیت خیابانها و کوچه ها، حمل و نقل عمومی، پارک ها، پل های نیمه تمام، حاشيه شهر، عملکرد شهرداری و حیف و میل بیت المال در شهرداری و امثال آن، بنده با جنابعالی کاملاً موافق هستم و انتقادات تان را وارد می دانم ولی از شما به عنوان یک روحانی، انتظار داشته و دارم تا با مطالعه دقیق در مورد این موضوعات، باعث هدايت و راهنمايي مردم شويد نه اينكه مردم را در اثر بی اطلاعی خود، دچار خطاى تشخيص و سردرگمی كنيد. با اندكى مطالعه در این مورد درخواهيد يافت كه اين موضوعات صرفاً در حيطه اختيار و مسئوليت شورای شهر و شهرداری است و نماينده مجلس مطابق قانون در این حوزه ها هيچ اختيار و نقشی ندارد. نمونه بارز آن مهاباد است که در عمران و مبلمان شهری سرآمد هستند ولی نماینده آنها که در انتخابات ۷ اسفند سال ۱۳۹۴ شرکت نمود، کمتر از ۵۰۰۰ رأی کسب نمود و انتخاب نشد. چرا ؟ چون در مهاباد این تشخیص و تمیز وجود دارد که چه اموری مربوط به نماینده است و چه اموری مربوط به شورا و شهرداری است و باید این تفکیک وظایف را امثال جنابعالی برای مردم به صورت شفاف بیان کنند تا عملکرد هر کس به صورت مجزا مورد قضاوت مردم قرار گیرد.

بنده بيش از جنابعالى و هركس ديگرى از وضعيت عمرانی و رفاهی و تفریحی شهر گله مند و ناراحت هستم ولى حتماً خبر داريد هر وقت بنده تذکر داده ام، بلافاصله متهم به دخالت در حوزه وظایف شورا و شهرداری شده و هر وقت در جهت حفظ آرامش، دندان روی جگر گذاشته و چیزی نگفته ام مرا به سکوت و بی توجهی به وضعیت شهر متهم نموده اند.

چون اعضای محترم شورا با رأی مستقيم مردم انتخاب می شوند و مردم هر چهار سال يكبار، فرصت تجديد نظر پيدا مي كنند و اکنون که انتخابات شورای اسلامی نزدیک است، شایسته است جنابعالي وظایف شورا و شهرداری را با مطالعه، در خطبه های نماز جمعه مطرح فرمایید تا مردم خوب ما با انتخاب درست خود، زمینه رفع دغدغه های بحق شما و بنده را در این حوزه فراهم سازند. کاری که بنده از طریق روابط خود توانسته ام  در این حوزه انجام دهم، زمینه سازی جهت حضور بازرسی کل کشور در شهرداری بوکان است که نتایج کار آنها در حال تدوین و رسیدگی است و می تواند زمینه اصلاح شهرداری را فراهم سازد.

۹- در مورد كسانى که گویا با آنها برخورد شده است، تا کنون به بنده و همكارانم در دفتر ارتباطات مردمى هیچ مراجعه اى نشده است وگرنه حتماً بر حسب وظيفه قانونی، پيگيرى مى كرديم همانطوريكه چند سال قبل در مورد موضوع پرونده شخص شما پيگيرى لازم را انجام داديم و با گذشت مسئولين و سعه صدر دستگاههاى مربوطه، خوشبختانه موضوع ختم به خير گرديد. اما سؤال بنده از شما و همه روحانيون معزز و مردم تیزبین بوکان اين است كه آیا با این خطبه هاي تند و احساساتی، مشکل اين روحانيون حل می شود يا با اين سبک برخورد، مشكل آنها حادتر می شود؟ اگر تصور می کنید با این شيوه برخورد، به آنها کمک کرده اید، تصورتان نادرست است و اگر تصورتان این است که با این اقدام، حل مشکل آنها را حتی برای ما نمايندگان هم سخت می کنید، چرا اینکار را می کنید ؟ هدف تان حل مشکل آنهاست یا اینکه تحریک احساسات و تیره نشان دادن فضا و خود را مطرح کردن؟

برادر عزیز؛ اگر هدف شما حل مشکل آنهاست که انشآلله هست، بهتر نیست این امور را از مسیر درست خود پیگیری کنید؟ بهتر نیست که این امور را به ما نمايندگان مردم در مجلس شوراى اسلامى بسپارید تا از مسيرى بهتر، منطقي تر و درست تر، موضوع را با کمترین هزینه پيگيرى و به نتیجه برسانیم و دعوای خانوادگی را به دعوای خیابانی تبدیل نکنیم. اگر این امور را به ما سپردید و ما کاری انجام ندادیم، آنگاه حق دارید از همین تریبونی که در اختیار دارید، ما را کم کار و بی توجه معرفی کنید نه اینکه قصاص قبل از جنایت کنید.

۱۰- مردم خوب ما از نماینده خود انتظار دارند از حقوق ملت دفاع و در مورد کسانی که دغدغه دین، سعادت و خوشبختی واقعی مردم را دارند، خدمت مضاعف را مطالبه مى نمايند. بنده از همین جا دست همه روحانیون و معلمانی را می بوسم که برای هدایت مردم و تبلیغ سیره و روش حضرت رسول (ص) و ارشاد و راهنمایی جوانان ایران زمین و جلوگیری از انحراف آنان، عمر گرانبهای خود را صرف می کنند. اما همین مردم، در کنار این انتظار از بنده به عنوان نماینده خود این توقع را نیز دارند که از اهرم های قانونی و نظارتی خود جهت جلوگیری و دفع جریانهای انحرافی اعم از مذهبی و غیر مذهبی استفاده نمایم و از رشد و نفوذ جریانات داعش و تکفیری که باعث انحراف فرزندان مردم می شوند، جلوگیری نمایم. وقتی جوانی جذب داعش می شود و خانواده ایشان به بنده مراجعه می کنند، اولین گلایه مندیشان اینست که چرا به بعضی افراد که مبلّغ و مروّج این جریان هستند و برای آنها نیرو جذب می کنند، برخورد جدی صورت نمی گیرد؟

حال اگر، يك شخص عادی و يا یک روحانی، دغدغه دین و تقویت اسلام و سعادت فرزندان ایران زمین را داشته باشد، بنده بر خود واجب می دانم با تمام توان از حق وی دفاع  کنم و مشکل وی را به هر نحو ممکن حل نمایم. اما چنانچه خدای ناکرده شخصی در هر لباسی، رابط و مروّج جریانات تکفیری بوده و باعث انحراف فرزندان مردم شده باشد، نه مردم و نه قانون این اجازه را به بنده نداده ونخواهند داد که برای چنین شخصی، زمینه فعالیت مجدد فراهم نمایم. البته حتی اگر کسانی اینگونه نیز باشند اما قلباً و عملاً از عمل خود پشیمان شوند، ظرفیت رأفت نظام آنقدر زیاد است که اینگونه افراد نیز زمینه هدایت و زندگی آزاد و عادی برایشان فراهم می گردد.

بنده همواره دفاع از مردم و نظام را بر دفاع از شخص خود ترجیح داده ام و در خصوص آن جلسه خاص نیز بنده از خود دفاع نکردم بلکه دفاع بنده اولاً از عزت و کرامت لباس کُردی بود که بر تن من و شما و این مردم است، ثانیاً دفاع از نگاه مردم سالارانه نظام و ارگانهای اصیل انقلاب بود که خداى ناكرده، مردم نگاه سلیقه ای و نادرست یک فرد خاص را به نگاه نظام و ارگانهای انقلابی کشور تعبیر نکنند همانطوریکه فرمانده محترم سپاه استان نیز در همان جلسه اعلام فرمودند که مواضع این فرد مواضع شخصی ایشان است و نظر سپاه نیست.

۱۱- جنابعالی که مرتب به قانون اساسی اشاره می فرمایید بد نیست به محتوا و مواد آن نیز مراجعه مختصری داشته باشید تا متوجه شوید که گلیم نماینده مجلس را قانون اساسی تعيین کرده است نه بنده، شما یا هرکس دیگر. طبق اصل ۸۴ قانون اساسی هر نماینده حق دارد در تمام امور داخلی و خارجی اظهارنظر نماید ولی ممکن است از اظهارات او عده ای خرسند و عده ای ناخرسند گردند. لذا بهتر است جنابعالی بجای تعيین حریم برای دیگران، قدری به فرمایشات خود و نظر روحانیون دلسوز، گوش فرا دهید تا برایتان مشخص شود که چه کسی پایش را از گلیم خود بیشتر دراز کرده است؟

و اما سؤالی که بنده برای آن هنوز پاسخ کاملی نیافته ام اینست که چرا در بین این همه روحانی فاضل و باسواد منطقه که بيش از بنده و شما، دلسوز به اسلام و مردم هستند، فقط یک طیف خاص و محدود هستند که حاشیه های مختلف را ایجاد می کنند و دامن می زنند؟ آیا همه روحانیون دلسوز و دردآشنا در اشتباه هستند و تنها همین عده محدود ناجی افسانه ای ملت و اسلام هستند که جنابعالی یکی از آنها هستید؟ چرا روحانیون دیگری که حتی حکم استادی شماها را دارند، دچار حاشیه سازی و موج سواری نمی شوند؟

۱۲- در مورد مدرسه علوم دینی ساخته شده در منطقه روستای کوسه، بنده موضوع را پیگیری نموده ام که طبق پاسخ دریافتی از مسئولین ذیربط، این مدرسه در خارج از محدوده روستا و در زمینی که متعلق به منابع طبیعی است، ساخته شده است و با مشکل قانونی و اداری مواجه است که انشآلله باز پیگیری خواهم نمود. حوزه علمیه امام شافعی نیز که چندین سال پیش در بودجه کشور منظور شده بود، متأسفانه به دلیل فهم نادرست برخی از مسئولین در زمان مدیریت دولت قبلی، حتی یک ریال به آن تخصیص پیدا نکرد و متاسفانه این اقدام خیرخواهانه، عقیم ماند اما اکنون با همت نماینده محترم ولی فقیه در دو استان کردستان و آذربایجان غربی و با پیگیری فرماندار محترم، ساخت این مرکز در بوکان بشدت در حال پیگیری است و حتی زمین آن مشخص شده و انشآلله با نگاه متفاوتی که دولت جناب آقای دکتر روحانی نسبت به این منطقه دارد، موجبات ساخت این مرکز فراهم خواهد شد.

خلاصه مطلب اینکه به نظر می رسد لازم است هر دوی ما در این ایام نوروز، قدری در مورد رفتار، گفتار و اخلاص خود واکاوی و تجدید نظر نماییم تا سعادت خود و مردم  در بازار عوام فریبی به حراج گذاشته نشود و خداوند در این ایام کمک فرمایند تا حال مان به بهترین حال تغییر یابد و شایسته شأن و منزلتی گردیم که خداوند به ما عطا فرموده و مردم و نظام مسبّب آن بوده اند.

موضوعات متعدد دیگری هم بود ولی به منظور اینکه خداى ناكرده از پاسخ بنده مكدّر و رنجیده خاطر نشويد، انشالله در جمع روحانیون و یا به صورت خصوصی - هر طور که شما مصلحت بدانید- مطرح خواهم نمود.

در پایان ضمن آرزوی توفیقات الهی و التماس دعا، خواهشمند است موضوع را به شکل گذشته ادامه ندهید تا دز يك جمع کارشناسى و مؤثر، به رفع دغدغه های طرفینی بپردازیم و رفع مشکلات مردم و روحانیون را در اولویت قرار داده  و با همفکری بتوانیم به اسلام، نظام و مردم، با اخلاصى بيشتر از گذشته، خدمت کنیم.

كلام آخر اينكه ؛ اسلام دین رحمت و مهربانی است، بیایید حداقل به اندازه مسلمانی مان، با هم مهربان باشیم.

 والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 محمدقسیم عثمانی

نماینده مردم فرهیخته بوکان در مجلس شورای اسلامی

برنامه هفتگی فایل های صوتی و تصویری
شماره پیامکی دفتر ارتباطات مردمی